مدینه فاضله 1 فوریه 21, 2009
Posted by مرتضی فرازمند in خودمونی, دل نوشت, دین, زندگی.Tags: زندگی, خودمونی, مدینه فاضله, درد و دل, حدیث
add a comment
… بعد (امام صادق – علیه السلام – ) فرمودند: به خدا و پيامبر – صلّى اللَّه عليه و آله و سلم- و به ولايت ما اهل بيت ايمان نياورده، كسى كه مؤمنى براى حاجتى نزد او بياید و به رويش لبخند نزند، پس اگر آماده داشت، نيازش را برطرف سازد، وگر نه خود را بايد به زحمت اندازد و حاجت او را بر طرف نمايد
ارشاد القلوب – ترجمه سلگى ج1 ص 201
راستش را بخواهید با خواندن این نوشته به یاد خیلی چیزها افتادم!
به وقت نداشتنها برای یکدیگر! به کار دارم ها! به حال ندارم ها ! و …
نمی دانم داریم به کدم سمت می رویم ؟ به ناکجاد «آباد» ؟ نه … من اسمش رو آباد نمی گذارم. این ره که ما می رویم آباد نیست. پر است از ویرانی!
هر کسی باید از خودش شروع کند … جامعهای را باید دید که آدمها برای حل مشکلات دیگران عرق میریزند. مدینه ی فاضله ای می شود دیدنی !
صحبت از این نیست که مردمان این روزگار کاملاً نسبت به اطرافشان بی تفاوتند. صحبت از این است که می شود بهتر شد.
__________________________________________________________________________________
توی این ایام معمولاً وقتی از این حرفها می زنی می گویند راه حل عملی بده! رؤیا پردازی نکن. واقعاً نمی دانم چه جوابی بدهم. آیا این گونه گفتهها رؤیاپردازی است ؟ شما بودید چه می گفتید؟
